سفارش تبلیغ
صبا
 
طنز اصلاً نگران نباش!
نویسنده : احمد فرهنگ
تاریخ : دوشنبه 97 آبان 14
زمان : ساعت 9:59 عصر

کلیه ی نوشته ها و اشعار این وبلاگ تألیفی است و مدیر وبلاگ سدید کاشان در برابر محتوای مطالب پاسخگوست!

طنز سیاسی - اجتماعی:

 

اصلاً  نگران نباش!


طنز اصلاً نگران نباش!

یک شب رستم دستان مهمان داشت. شبی بود که برای سفرهفت خوان آماده می شد ، پیش از آمدن مهمان ها به منزل رسید و دید که همسرش مثل روزهای گذشته با تلفن لمسی ور می رود و عاشق وار،گاهی تبسمی بر لب می نشاند و زمانی هم سگرمه ها را پیچ و تاب می دهد. ظاهرآشفته ی خانه را که دید، آهی از نهاد برکشید و گفت: عزیزم مگر نمی دانی که امشب دوازده تا مهمان روی سرمان خراب می شود؟ ای یار و همراه همیشگی! مددی! فردا هم مسافر هستم. همسرش تا اضطراب و نگرانی او را دید، مثل فنر از جا پرید و وارد آشپزخانه ی کامپیوتری شد و گفت: عزیزم اصلاً نگران نباش! همین الآن دکمه ی قرمه سبزی شامپیوتر را می زنم و ضرب در عدد چهارده می کنم؛ و شروع کرد به زدن دکمه ها. تا قبل از اینکه مهمان ها سیل آسا، آوار شوند، دستگاه رایانه، چلو قرمه سبزی را آماده کرده بود. معاون اجرایی دار الحکومه و رئیس ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی اولین کسی بود که شرف حضور پیدا کرد، بعد رئیس دیوان تجار و کسبه با رییس اتاق تجارت آمد، سپسرئیس دیوانطبابت به همراه سخنگوی دواخانه ها وارد شدند. چیزی نگذشت که رئیس دیوان فلاحت هم قدم رنجه کرد، بعد رئیس دیوان نفت، رئیس دیوان مالیه ، رئیس کل خزانه ی حکومتی،رئیس سازمان گمرک ، رئیس دیوان برید و رئیس بلدیه ی پایتخت، به ترتیب از راه رسیدند و مشغول حال و احوال و خوش و بش با یکدیگرشدند تا اینکه سفره ی شام پهن و آداب پذیرایی، تمام و کمال اجرا شد. آن شب همه از دست پخت بانوی منزل تعریف کردند و تسلط او را بر علم شامپیوتر ستودند. رستم نیز از باب قدردانی، پیش چشم دولتمردان، هوش و تدبیر همسرش را تحسین کرد و جمله ی جادویی « اصلاً نگران نباش!» او را با آب و تاب فراوان در قاب چشم مهمانان نشاند. در آخر هم با تأکید گفت: کلمات دارای انرژی بالایی هستند و می توانند فاتح قلب ها باشند. این تعریف و تمجید به طرز عجیبی مهمان ها را تحت تاثیر قرار داد. با اینکه آن شب تا دیر وقت درباره ی اقتصاد مقاومتی و شیوه ی اداره ی حکومت بحث و تبادل نظرشد، اما عبارت « نگران نباش» ورد زبان همه بود. رئیس دیوان طرق و مسکن اجتماعی هم که به سفر قندهار رفته بود، از طریق ویدئو کنفرانس در جریان این جمله ی شگفت انگیز قرار گرفت و برای اولین بار سگرمه هایش را باز کرد و این فکاهه را فرستاد : خلبان زبل، پیج هواپیما را روشن کرد وگفت: مسافرین محترم طبق اطلاع مهندس پرواز، موتورهای هواپیما را ازدست داده ایم ولی جای نگرانی نیست!! من ازروی قایق نجات باشما صحبت می کنم! 

آن شب به خیر و خوشی گذشت و رستم روز بعد سفر تبرستان را آغاز کرد و جمله ی جادویی« مردم نگران نباشید!» به یکی از پر بسامدترین عبارات کلیدی دولتمردان سرزمین گل و بلبل تبدیل شد.

رئیس دارالحکومه در پایتخت سخنرانی کرد و گفت: «به مردم عزیز اطمینان می‌دهم که « نگران» اداره کشور نباشند، کاملاً می‌دانیم که چه کار انجام می‌دهیم و شرایط منطقه و جهان را درک می‌کنیم. ما بدون اجازه ی رستم حتی آب هم نمی خوریم. از همه ی اصناف، کسبه و تولیدگران نیز خواهش می کنیم که مردم را در فشار نگذارند. ما می‌توانیم تا آخر امسال ارز تجار و مسافران را پرداخت کنیم و هیچ مشکلی نداریم.» این خبر به گوش افراسیاب تورانی رسید و از طریق ماهواره وسوسه کرد که رئیس دارالحکومه وقتی می فرمایند که تا پایان سال مشکل ارزی نداریم یعنی سال آینده مشکل ارزی داریم. این حرف گروهی از مردم را به خوف انداخت و مثل مور و ملخ بیرون ریختند و جلوی صرافی ها صف کشیدند و هرچه  ارز حکومتی بود خریداری کردند .

معاون اجرایی دار الحکومه نیز اعلام کردمردم نگران نباشند! دولت اجازه نمی دهد مردم تحت تاثیر فشارهای قیمتی کالاها قرار بگیرند. ارز هم به قیمت مصوب حکومتی در اختیار مردم قرار می گیرد! ». 

معاون ارزی خزانه با استناد به این سخنرانی ها، درآمدهای نفتی بدبو را میان مسافران اهل حال فرنگ و چین و ماچین توزیع کرد تا افسردگی مزمن آن ها در کشورهای آزاد دنیا درمان گردد. با این تدبیر خزانه از بوهای مشمئز کننده تطهیرگردید. مدیرعامل شرکت کارگزاری یکی از بانک ها نیز پیرامون اجرای تفاهم نامه بورس کالا  مصاحبه کرد و به مردم گفت: از بابت تحویل سکه‌های خریداری شده خود« نگران نباشند» زیرا هر شخصی که دارنده گواهی سکه باشد، می‌تواند آن را در سررسید از بانک دریافت کند. عبارت  نگران نباشید، به مذاق دلالان ارز و سکه خیلی شیرین آمد و داوطلبانه پول های سرگردان خود را به میدان آوردند تا فلز زرد نبوی طلا را صید کنند. 

سخنگوی دیوان عدلیه وقتی دید خزانه ی مملکت خالی شده است با چند سوت بلبلی پشت تریبون آمد و به خبرنگاران گفت: معاون ارزی و کارمند یکی از معاونان رئیس‌دارالحکومه و 4 نفر از دلالان ارزی که فعالیت غیرمجاز داشته اند، تحت تعقیب قرار گرفته و بازداشت شده اند.

دانه درشت ها  از اینکه دیده نشده بودند و عدلیه با آن ها کاری نداشت، چاچا رقصیدند!

رییس اتاق تجارت به خبرنگاران گفت: اتفاقی بحرانی در کشور نیفتاده که مردم نگران کمبود کالاها باشند، خریدهای بیش از حد نیاز مردم با این توجیه که در آینده کالا پیدا نمی‌شود اساساً نادرست است و می‌تواند برای مصرف کننده و تولیدکننده به صورت توأمان مشکل ایجاد کند. خبرنگاران از این رمزگشایی او حس خوبی پیدا نکردند. یکی هم در آن میانه گفت: به دیوانه ای گفتند یک وقت توی چاه آب، سنگ نیندازی! جواب داد: خوب شد که گفتید، چون چنین چیزی به فکر خودم هم نرسیده بود!

 رئیس دیوان مالیه در سمیناهاری سخنرانی کرد و گفت: مردم نگران نباشید، اقتصاد به‌زودی به ثبات می‌رسد.

هنوز سخنرانی ایشان تمام نشده بود که بوی گند و تعفن کالاهای فاسدشدنی گمرکات بنادر به سبب بلاتکلیفی  به جلسه رسید و همه پیف پیف کنان آنجا را ترک کردند. نمایندگان مجلس لویه جرگه فقط توانستند رئیس دیوان مالیه را از مسؤولیت برکنار نمایند زیرا خلاقیت دیگری نداشتند! استاد اقتصاد نظامیه پایتخت هم به مردم گفت: نگران نباشید، نرخ بهره ی بانکی معقول است! رئیس دیوان طبابت وقتی دید مردم نق می زنند، گفت: مدیریت همینه که هست! شما مردم رأی داده اید و رئیس دارالحکومه و مجلس انتخاب کرده اید و آنان نیز رئیس دیوان و مدیر انتخاب کرده اند، پس لطفاً  بی خود اعصاب، روح و روان همدیگر را آزار ندهیم. 

 قائم مقام دیوان فلاحت مژده داد: مردم برای تامین اقلام مورد نیاز در ماه مبارک، نگران نباشند! حاشیه نویس روزنامه ای نوشت: تخم مرغ حکم طلا را پیدا کرده است با « تخم مرغ شانسی» املت بسازید! 

یک پایگاه خبری نوشت: مردم نگران نباشید، این یک تیتر است که می گوییم بحران لوازم التحریر در راه است. مثل بحران شیرخشک و پوشک و گرانی ارز و سکه و کالاهای اساسی! دارالحکومه ومسؤولان محترم هم اصلا نگران این موضوع نباشند. این تیتر نیز بگذرد! خبرها درخوان هفتم به گوش رستم رسید. قوه ی غضب غالب شد و توانست از هفت کوه پراز نره دیو عبورکند و به غاری که دیو سپید در آن خوابیده بود برسد. دیو را از خواب بیدار کرد و در نبردی سهمگین او را  بر زمین کوبید و جگرش را بیرون کشید و از آن دوای بینایی ساخت و به پایتخت آورد.

وقتی  به منزل رسید، پیچ رادیو را باز کرد و شنید که رئیس دیوان نفتی می گوید: مردم نگران نباشند، امسال بنزین گران نمی‌شود.سخنگوی سازمان دواخانه ها از کمبود روزانه 50 تا 60 قلم دارو خبر داد و اعلام کرد که روزانه لیستی از کمبود دارو در سطح کشور ارائه می شود که هر روز متغیر است و قیمت داروها تا ابتدای سال آینده تغییر نخواهد کرد. مردم نگرانی از بابت کمبود دارو نداشته باشند!! فرمانداردماوند از مردم خواست که  نگران نباشند، زیرا تمامی تحرکات آتش فشان قله ی دماوند به دقت رصد می شود و خطری مردم منطقه را تهدید نمی کند. رئیس بلدیه ی پایتخت گفت: از بابت زلزله نگران نباشید، بلدیه در آماده‌باش کامل است. سازمان فضایی ایران درباره احتمال سقوط فضاپیمای چین در خاک ایران، از مردم خواست که نگران نباشند و نسبت به شایعات و اخباری که بر اساس حدس و گمان منتشر می شود، بی‌توجه باشند و... رستم از شدت خستگی چشم برهم گذاشت. 

صبح  زود از خانه بیرون زد، مردم را مثل گذشته در حالت عادی ندید، یکی رعشه ی دست داشت، دیگری از ناحیه ی کمر می لرزید؛ خانمی موها را به دست بادصبا سپرده بود، چشم آقاپسری تیک داشت. پیرمردی با پارکینسون بازی می کرد. پیرزنی راه خانه را گم کرده بود وخردسالان کودکستانی با تلفن همراه فحش های لاکچری می فرستادند. شهر از پس لرزه های شدید ارزی و طلایی و باربری و کالایی، آرام و قرار نداشت. رهگذری آهسته در گوش او گفت: این زلزله ها نتیجه ی دهن هایی است که بی جا باز می شوند و به جای عمل،توصیه می کنند که نگران نباش! رستم به سراغ سخنران ها رفت، دید که به جادوی دیو سپید نابینا شده اند و موقعیت خود را از دست داده اند. پس از دارویی که همراه داشت بر چشم یکایک آن ها چکاند تا بلکه امید بهبود به دست آید!

 




برچسب ها: رستم (3)، هفت خوان (2)، تجارت (2)، گمرک (2)، دیو سپید (1)، تبرستان (1)، دارالحکومه (1)، خزانه (1)، فلاحت (1)، | نظر بدهید



مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir


 

پایگاه جامع عاشورا